نقش محيط کار در سلامت کارکنان

پاسي از شب گذشته و پدر خانواده خسته، تازه از سر کار برگشته و به علت کار سخت روزانه، گويي تمام توان خود را از دست داده که حتي توانايي صحبت کردن با اعضاي خانواده خود را ندارد. وقتي به چهره معصوم کودکش که به اميد ديدن پدر روي مبل به خواب رفته مي نگرد، به ياد مي آورد که مدتهاست که کودکش را صبح ها و شب ها تنها درخواب مي بيند. به خود مي نگرد که مدتهاست که رنگ آرامش را نديده، چراکه شبها دير به بستر رفته و با استرسي هميشگي که برايش عادت شده از خواب برمي خيزد به طوري که داشتن يک خواب شيرين برايش رويا شده و با مفاهيمي چون آرامش و رفاه تاحدودي بيگانه شده است.

لذا شايد به هين علت باشد که امروزه در کشورهاي در حال  توسعه، بهداشت و رفاه خانواده در گرو سلامتي و بهره وري نيروي کار آن بوده به نحوي که در صورت فقدان امنيت اجتماعي و پايين بودن سطح بهداشت و کاهش توان کاري اين عضو کليدي، بحران شديدي در خانواده به  وجود مي آيد که به  طور غير مستقيم سلامت، رفاه و اقتصاد جوامع را تحت تاثير قرار مي دهد.
محيط کار از آن دسته مکان هايي است که فرد بخش زيادي از وقت خود را در آن سپري مي کند. بر اين اساس عوامل موجود در محيط کار نيز عملکرد فرد را تحت تاثير قرار مي دهد. بنابراين چالش بهره وري و کارايي در محيط هاي کاري از آن دسته موضوعاتي است که محيط کاري را تحت تاثير قرار داده و مهم تر از آن نيروي کار را متاثر مي سازد.
عوامل متعددي وجود دارند که در محيط کار بر سلامت افراد تاثيرگذار است. به عنوان مثال برخي مشاغل در محيط باز و برخي ديگر در مکان هاي بسته قرار دارند. ميزان روشنايي در محيط بسته بسيار حائز اهميت است. کمي و زيادي نور مي تواند تاثيرات متضادي بر نيروي کار داشته باشد. برخي تاثيرات نوري بر بينايي و برخي ديگر بر مسايل رواني تاثيرگذار است. کار در محيط بسته کم نور و همچنين در فضاي پر نور اغلب موجب خستگي و تحريک پذيري فرد است. افرادي که در چنين محيط هايي فعاليت مي کنند بازده مناسبي نخواهند داشت و اغلب ويژگي هاي منفي رواني از خود نشان مي دهند. صوت نيز مانند نور تاثير بسزايي در روح و روان افراد دارد و همچنين باعث ايجاد اضطراب، پرخاشگري، بي اعتمادي و تحريک  پذيري در افراد مي شود. کار در محيطي بسيار سرد يا گرم نيز در ديگر مشکلات در محيط کار است. مشکلاتي از جمله درد مفاصل، پايين آمدن سطح مقاومت بدن، سرماخوردگي و…
از طرف ديگر عوامل متعدد ديگري وجود دارند که در محيط کار بر سلامت افراد موثر هستند. از جمله رنگها، با تاثيري که بر روحيه و شرايط رواني فرد مي گذارند. به عنوان يک عامل محرک يا کسالت آور عمل مي کنند. رنگ محيط کار علاوه بر تناسب آن با نوع کار بايد با شرايط رواني افراد نيز سازگاري خوبي داشته باشد. تاثير آلودگي داخلي محيط کار و بهداشت محيط کار نيز که کاملا روشن و واضح است. تراکم کار، ساعات کار و زمان کار عوامل مهم ديگري هستند. تراکم زياد کاري، انجام کار در ساعات نامناسب که با خستگي و ضعف جسمي و رواني براي فرد همراه هستند، با تداوم در طول زمان سلامت جسمي و رواني فرد را تهديد خواهند کرد. عوامل مربوط به مسائل ارتباطي از عوامل مهم ديگري هستند که بر روي فرد اعم از سلامت يا عملکرد او در محيط کار تاثير مي گذارند. نوع ارتباطات موجود در محيط کار ، نفوذ و اعمال قدرت مدير، شيوه ارتباطي و شخصيت و اهداف او نقش مهمي در بهداشت رواني فرد و ميزان خشنودي او از محيط کار دارند.
بدون شک سلامت روان نقش مهمي در تضمين پويايي و کارآمدي هر جامعه ايفا مي کند و يکي از محورهاي ارزيابي سلامت جوامع را، بررسي ميزان بهداشت رواني افراد آن جامعه نشان مي دهد. کما اينکه امروزه سلامت روان انسان ها در ميان جوامع از اهميت به سزايي برخوردار است و تقريبا در همه کشورها اقدامات وسيعي صورت گرفته تا سياست هاي مربوط به بهداشت رواني و پيش بيني بيماري هاي رواني را سازمان دهند. اين سياست ها که مي تواند ارزش هاي انساني و اقتصادي بسيار بالايي داشته باشند، ايجاب مي کنند که قبل از هر چيز نيازهاي بهداشت رواني شناخته شوند.
نقش مدير به عنوان تامين کننده بهداشت رواني در محيط کار بسيار مهم است. بديهي است که در اين نقش از مدير انتظار مي رود تا با کسب مهارت هاي شناختي، عاطفي و رفتاري خاص، در ارتباط با کارکنان زيرنظر خود براي افزايش بهداشت رواني محيط کار تلاش کند. در اينجا بايد يادآور شد که هدف از ارايه نقش هاي نوين مديريتي، کمک به توسعه راه هايي است که رسيدن به اهداف سازمان را تسهيل مي کند. بهداشت رواني کارکنان و ارتباط آن با شيوه هاي مديريت در سازمان، مساله اي است که بارها در مطالعات گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج نشان داده که مديران و سرپرستاني که در برخورد با کارکنان خود از روش هاي علمي استفاده مي کنند نه تنها باعث مي شوند کارکنانشان کمتر دچار فشار رواني شوند، بلکه ارتباط دوسويه خوبي را برقرار مي سازند. جالب آنکه برخورد مديراني که عامل بالقوه اي براي برهم زدن فشار رواني شغلي شناخته شده ممکن است ساير مديران يا سرپرستان را نيز درگير و دچار فشار رواني کند.
لذا در پايان بايد گفت کسب اطلاعات لازم در مورد مشکلات مربوط به سلامت رواني و بهزيستي کارکنان و چگونگي رسيدن به راه حل آن موضوع عمده سوال بسياري از کارکنان است. بديهي است مشکلات فراوان و پيچيده تر سازمان داراي دلايلي گسترده تر است که منجر به ساير تاثيرات نامطلوب و پيامدهاي شديد مي شود. امروزه پيشگيري از مشکلات به وسيله افزايش بهزيستي و سلامت محيط کار، بر درمان ترجيح داده مي شود. درست مثل آنکه تلاش براي دستيابي به نتايج مثبت بر نتايج منفي غلبه مي کند. به وضوح صرف هزينه و تلاش براي به حداکثر رساندن اثر بخشي، نشاط و رشد باعث پيشگيري از مواجه شدن با انواع مشکلات مي شود. به کارگيري فنون و استراتژي هاي مديريت منابع انساني و عملکرد موثر سازمان، کاهش مشکلات ناشي از پديده استرس و دوام طولاني تر مديريت است. از طرف ديگر بهزيستي و سلامت کارکنان به ميزان قابل توجهي، بستگي به رفتار مديران آنها دارد. مديران بايد هنجارهاي اخلاقي معيني مثل حس سلوک، عدالت، صداقت و احترام را مدنظر قرار دهند. رفتار مدير در سازمان مي تواند الگوي مناسبي براي يادگيري چگونگي رفتار مناسب در سازمان باشد.

2 responses

  1. سلام دوست عزیز
    به شما خسته نباشید میگم و از این مطلب خوبی که در این وب گذاشتید تبریک میگم و به بهترین نکته قابل توجه ایی اشاره کردین. تشکر می کنم
    و آرزوی موفقیت براتون دارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s