6 توصيه براي آن هايي که از پير شدن مي ترسند

در اتاق انتظار بيمارستان نشسته  ايد، در انتظار بچه  اي که قرار است به دنيا بيايد. به گذشته فکر مي  کنيد، زماني که بچه اول شما متولد شد.
اما حالا اين شما هستيد که در انتظار اولين نوه  تان هستيد. گذر زمان خيلي جالب است و بازگشت به گذشته امکان  پذير نيست. چه احساسي داريد از تصوري که از ذهن  تان گذشت؟ ترسيديد؟ خنده به لب  تان آمد؟ يا افسوس خورديد از اين که سن و سالي از شما گذشته و همين روزها است که کسي شما را پدربزرگ و مادربزرگ خطاب کند؟ شايد هم برعکس، نه تنها نترسيديد و افسوس نخورديد; بلکه خيلي ساده و عادي از کنار اين تصوير و تصور گذشتيد، چون گذر عمر را امري طبيعي مي  دانيد و از اين که سن و سال  تان را به ديگران بگوييد واهمه اي نداريد. روي صحبت  ما با گروه اول است، گروهي که از پيري مي  ترسند، افسوس روزهاي رفته را مي  خورند و مدام به دنبال مخفي کردن سن  شان هستند. حقيقت اين است که گذر زمان به عمر همه ما اضافه مي کند اما اين پير شدن به معني از کارافتادگي و رو به زوال رفتن نيست; چون راه  هايي وجود دارد که مي  تواند شما را براي هميشه جوان نگاه دارد، راه  هايي که خرجي ندارند و لازم نيست که مثلا تن به تيغ جراح بسپاريد يا از ژل  هاي مختلف و البته گران  قيمت استفاده کنيد.فقط کافي است بخواهيد و مغز و دل  تان را با آن ها همراه کنيد.
1- سن  تان را در حاشيه نگه داريد
سن و سال هيچ اهميتي ندارد و چيزي نيست جز يک عدد! خيلي موارد در زندگي ما هستند که نمي  توانيم کنترلي روي آن داشته باشيم مثل زمان،خانواده و شرايط فيزيکي  اي که با آن متولد مي  شويم. در اين ميان اهميت سن ما مثل اهميت رنگ چشم  ها يا نام پدر و مادر ما است.چه فرقي مي  کند که با چشم  هاي آبي، مشکي يا قهوه  اي متولد شويم؟ مهم اين است که بتوانيم با آن چشم  ها ببينيم. چه اهميت دارد که نام پدر و مادر ما چه باشد؟مهم اين است که آنها چه  جور آدم  هايي باشند. سن هم اين  گونه ساده و بي  اهميت است.مهم نيست 20 ساله باشيد يا 40 ساله يا 80 ساله. سن و سال، شخصيت شما را تعيين نمي کند و خيلي چيزهاي مهم ديگري وجود دارد که شما را شکل مي دهد; مثل رفتار تان، تلاش  تان، هدف  هاي شما و تمام آن چيزهايي که در کنترل شما است; مثل طرز فکر و عملکردتان.
2-از هر روز زندگي  تان لذت ببريد
شک نکنيد که با تمام تيرگي  هاي موجود در زندگي، خصوصا در شرايط سخت،نقاط روشني هم وجود دارد. نقاطي که بايد توان ديدن آن ها را داشته باشيد. مي پرسيد مثلا؟ جواب مي دهم. مثل طلوع آفتاب، آخرين باري که طلوع آفتاب را ديديد چه زماني بود؟ آخرين باري که به نور روي درخت  ها نگاه کرديد چه زماني بود؟ آخرين باري که ماه و ستاره ها را ديديد چه زماني بود؟اهل طبيعت نيستيد؟ از آنها لذت نمي بريد؟! ايرادي ندارد. آخرين فيلمي که ديديد، چه بود؟آخرين کتابي که از خواندن آن لذت برديد؟زندگي با همين کارهاي ساده مي تواند زيباتر شود. با کارهايي چون يک مهماني دوستانه. شايد احساس پيري شما ناشي از تنهايي  تان باشد. شايد تنها مانده ايد فکر مي کنيد من 52 ساله شدم اما اگر در جمع دوستان  تان برويد،از حس تنهايي و افسردگي سن و سال بيرون بياييد و به خودتان بخنديد که درگير اعداد و رقم ها شده ايد.خودتان را محبوس تنهايي  تان نکنيد.ديوار تنهايي را با دوستان  تان بشکنيد،دوستاني که روزهاي زيادي است از آنها بي خبر هستيد. اگر دسترسي به آنها مشکل است لباس بپوشيد و راهي مغازه سرکوچه شويد و براي خودتان يک خوردني که مربوط به روزهاي کودکي تان است را بخريد. نمي  دانيد اين کار در حد معجزه مي  تواند به شما کمک کند و حس خوبي را به شما بازگرداند.
3-زمان  تان را با اين فکر نگذرانيد که براي انجام اين کار پير هستيد
تا زماني که شما سالم هستيد و مشکل خاصي نداريد، مي توانيد تمام کارهايي را که در سال  هاي قبل انجام مي  داده  ايد و براي شما جالب بوده را انجام دهيد. حتي کارهايي را که دوست داشتيد، انجام بدهيد اما موقعيت آن را پيدا نکرديد مثل استفاده از کامپيوتر. نگران نباشيد. نترسيد قرار نيست هوش فوق  العاده اي داشته باشيد، براي کار با کامپيوتر يا يادگيري يک زبان تازه… کافي است آرزوهاي تان را بخواهيد و تلاش کنيد به آنها برسيد. شما مي توانيد براي خودتان يک کامپيوتر بخريد و به دنيا متصل شويد.مي توانيد به کلاس زبان برويد و خيلي کارهاي ديگر که حتي شايد لازم نباشد براي به دست آوردن  شان پول خرج کنيد، بلکه مي توانيد از آنها پول به دست بياوريد مثل مهارتي که داريد و مي توانيد از راه آن کسب درآمد کنيد،معلم بوده  ايد و مي توانيد در آموزشگاهي کار کنيد، مي توانيد به نوه  تان خطاطي ياد بدهيد و خيلي موارد ديگر که کافي است کمي سر بچرخانيد تا آن ها را ببينيد. کارهاي تازه اي که پيش از اين به سوي آن ها نرفته  ايد چون وقت و جرات آن را نداشتيد.نگران نباشيد شما به اندازه کافي جوان هستيد! کافي است خودتان اين موضوع را باور کنيد.
4-بيشتر مواظب خودتان باشيد
ويتامين  هاي لازم را به بدن  تان برسانيد و غذاي سالم بخوريد. در خانه يا ورزشگاه برنامه  اي براي فعاليت بدني  تان بريزيد. در تنهايي  تان موسيقي ملايمي گوش کنيد.
به سلامت خيلي اهميت بدهيد و آخر هر ماه سعي کنيد دندانپزشک  تان را ببينيد و چند ماه يک بار چکاپ کنيد. يادتان باشد خيلي وقت ها ضعف و احساس بيماري است که موجب پيري زودرس مي  شود.پيري که در جسم شما رخ مي دهد و به احساس  تان راه پيدا مي کند.
5- مدام به گذشته نگاه نکنيد
گذشته مهم است اما نه به اندازه امروز و زمان حال. مدام به آن چيزي که در گذشته اتفاق افتاده فکر نکنيد، براي امروز زندگي کنيد. تنها چيزي که نمي  توان تغيير داد گذشته است. با بازگشتن به گذشته چه کاري را از پيش مي  بريد جز از دست دادن زمان حال؟ آينده هم که هنوز نيامده و در راه است، بنابراين تنها من و شما امروز را داريم. پس بياييد از امروز لذت ببريم. بگذاريد گذشته بگذرد و براي آينده برنامه ريزي کنيد.
6- ذهن  تان را زنده نگه داريد
حل جدول، چيدن پازل، يادگيري زبان، جور کردن يک سرگرمي هميشه ممکن نيست اما راه هايي هستند براي ورزش دادن مغز.گشت و گذار در وب  سايت ها و کسب اطلاعات جديد مي تواند مغز شما را تکان بدهد، در حالي که اگر هر  روزتان مثل ديروز بگذرد ناگهان به خودتان مي آييد و مي  بينيد شما مغزي داريد که 20 سالي است به روز نشده. شما با اين مغز کهنه نمي  توانيد همپاي آدم هاي امروز باشيد. آدم هاي به روز که تفاوت سني با شما ندارند اما به دليل اطلاعاتي که دارند با شما فاصله گرفته اند،همين فاصله است که موجب مي شود احساس پيري و کهنگي به شما دست بدهد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s